آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

شهربازي

ديشب (26/2/91) با پدرجون ، مادرجون ، خاله نسترن ، دايي علي و حميد (پسرخاله مامان ) و البته مامان نسيم و آبتين طلا ، همگي با هم رفتيم شهربازي كيو . به همه بخصوص آبتين خيلي خوش گذشت . كلي بازي كرد و ذوق مي كرد و جيغ مي كشيد. كلي اسباب بازي هم سوار شد . بعدش هم رفته بود زير بلندگو كه داشت موسيقي پخش مي كرد ايستاده بود و مي رقصيد. خلاصه خيلي خوش گذشت اول از همه رفت استخر توپ. البته چون آبتين طلا خيلي كوچولو بود داشت توي توپها غرق مي شد . البته خاله نسترن تمام لحظه ها كنارش بود و تشويقش مي كرد . دستت درد نكنه خاله جون حالا رفت ماشين سواري بعدش با خاله جون رفت اسب سواري .البته اين اسبها از بازيهاي خيلي قديمي شهربازي ه...
27 ارديبهشت 1391

شهربازي

فداي پسرم بشم كه براي  خودش مردي شده و مي خواد سرپا اسب سواري كنه   ...
23 ارديبهشت 1391

تيپ جديد آبتين طلا

بازم مامان نسيم و آبتين طلا رفتن پارك و مادرجون وباباجون هم مثل هميشه اومدن پششون كه تنها نباشن. آبتين مداد شمعيهاشو خيلي دوست داره اما چون خيلي پر رنگ هستند و همه جا رو رنگي مي كنن ، با هم اوورديمشون پارك تا اينجا باهاشون نقاشي بكشه يه كمي هم درخت رو خط خطي مي كرد و شعر مي خوند ...
23 ارديبهشت 1391

بدون شرح

فداش بشم كه بخاطر اينكه عينكش سياه نشون ميده ، عينكشو بالا مي بره و از زيرش نگاه ميكنه ...
23 ارديبهشت 1391

آبتين كله كدو

روز چمعه 15/2/91 رفتين خونه بابا جون و با كمك همديگه موهاي آبتين رو زديم و اين شد كه آبتين "كله كدو "شد .البته آبتين خيلي بدش مي ياد كسي بهش بگه كچل و ناراحت ميشه. بايد بگيم كله كدو. و اين هم آبتين كله كدوي ما... ...
23 ارديبهشت 1391

گشت روز جمعه

روز جمعه ٨/٢/٩١ که یه روز خوب بهاری بود بهمراه عموی آبتین رفتیم پارک جنگلی ، خیلی هم خوش گذشت مخصوصا به آبتین اینم عکسها ی آبتین که عمو فرشاد گرفته     ...
10 ارديبهشت 1391

پارك

يه روز من و آبتين از فزصت استفاده كرديم و با همديگه رفتيم پارك .البته مادرجون و بابا جون هم اومدن پيشمون به من و آبتين هم خيلي خوش گذشت با سه چرخه اي كه دايي جون خريده بود رفتيم پارك . همه نگاه سه چرخه آبتين مي كردند تازگيها آبتين طلا زياد خوشش نمي ياد كه ازش عكس بگيرم و تا دوربين رو مي ديد پشتشو به من مي كرد ...
4 ارديبهشت 1391