شهربازي
ديشب (26/2/91) با پدرجون ، مادرجون ، خاله نسترن ، دايي علي و حميد (پسرخاله مامان ) و البته مامان نسيم و آبتين طلا ، همگي با هم رفتيم شهربازي كيو . به همه بخصوص آبتين خيلي خوش گذشت . كلي بازي كرد و ذوق مي كرد و جيغ مي كشيد. كلي اسباب بازي هم سوار شد . بعدش هم رفته بود زير بلندگو كه داشت موسيقي پخش مي كرد ايستاده بود و مي رقصيد. خلاصه خيلي خوش گذشت اول از همه رفت استخر توپ. البته چون آبتين طلا خيلي كوچولو بود داشت توي توپها غرق مي شد . البته خاله نسترن تمام لحظه ها كنارش بود و تشويقش مي كرد . دستت درد نكنه خاله جون حالا رفت ماشين سواري بعدش با خاله جون رفت اسب سواري .البته اين اسبها از بازيهاي خيلي قديمي شهربازي ه...
نویسنده :
نسيم
11:45












